|
سی و یک شب
|
||
|
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته... |
حتما یک نفر به خودش نهیب زده و من دارم ادای او را در می آورم.حتما تو هم همین دور و بر ها نشستی و ریسه رفتی.شاید هم بلند بلند می خندی و من حواسم نیست.ولی یک روز به حسابت خواهم رسید.شیطانک مرموز پوست خربزه انداز من.
|
|