تبليغاتX
سی و یک شب - بعضی روزها!
 
سی و یک شب
 
 
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته...
 
به بعضی روزها خیلی بها می دهی.از قبل برنامه ریزی شان می کنی.البته تجربه تهران نشینی و ترافیک و خواب بامدادی و ... را هم در نظر می گیری.

سر آخر هم در بدبینانه ترین حالت هشتاد درصد برنامه ات را قابل اجرا می دانی.اما در نهایت و با دید خیلی خوشبینانه بیست درصدش محقق می شود.

از این روزها خیلی برای من پیش آمده و امروز هم آخرینشان بود.واقعا نمی دانم چه اسمی رویشان بگذارم؟

بگم بدشانسی

طلسم شدن

سر به سنگ خوردن

تبعات خطاهای گذشته

یک جور تنوع معکوس

پوست موز انداختن خدا

و یا هرچیزی که به ذهن شما می رسد.

فقط همینقدر دارم اطمینان پیدا می کنم که گویی مثل فیلم نمایش ترومن یکی دارد کارگردانی ام می کند.کی و چی اش را نمی دانم .

حتما هم باید مثل قیصر بگویم:

هر چه هستی باش

اما باش!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 20:8  توسط روح اله ریاضی  | 
 
  بالا