|
سی و یک شب
|
||
|
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته... |
حالا که بازار شعر سرودن برای قیصر داغه.البته چون حال خراب طبع شعر می آورد.این شعر برای دل خودم یا قیصر.او حالا به فاتحه ی ما محتاج تر است.و به ردپایی که شعرش در دل و جان ما می گذارد.
« مثل چشمه، مثل رود»(1)
مثل بودها نبود
از کدام قصه ی نگفته می سرود
ریشه اش ز گرد بود
یا ز گردنه
از تبار آب بود
یا ز آبشار
رفت و ماند حسرت هزار اگر
با دل شکسته گرد بی قرار
رفتنش شبیه یک عروج بود
یا فرار؟
(1) نام کتابی از قیصر امین پور
|
|