تبليغاتX
سی و یک شب - و ناگهان چه دیر زود می شود!
 
سی و یک شب
 
 
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته...
 

حالا که بازار شعر سرودن برای قیصر داغه.البته چون حال خراب طبع شعر می آورد.این شعر برای دل خودم یا قیصر.او حالا به فاتحه ی ما محتاج تر است.و به ردپایی که شعرش در دل و جان ما می گذارد.

« مثل چشمه، مثل رود»(1)

مثل بودها نبود

از کدام قصه ی نگفته می سرود

ریشه اش ز گرد بود

یا ز گردنه

از تبار آب بود

یا ز آبشار

رفت و ماند حسرت هزار اگر

با دل شکسته گرد بی قرار

رفتنش شبیه یک عروج بود

یا فرار؟

 

(1) نام کتابی از قیصر امین پور

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 13:20  توسط روح اله ریاضی  | 
 
  بالا