تبليغاتX
سی و یک شب
 
سی و یک شب
 
 
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته...
 
سر هر مسئله‌ی کوچیک و بزرگ فکر می‌کنم و تحلیلش می‌کنم. چرا این شد؟ چرا اون شد؟ ولی انگار روز آرامش من اون وقتیه که دیگه تسلیم خدا بشم و اینقدر مسائل رو تحلیل نکنم. به خدا بگم که خدایا من کم آوردم. هر چی تو مقدر کنی خوب است. دوران کودکی هر چی که بودم حداقل اینقدر پررو نبودم که بیام و نعوذبالله برای تو تکلیف تعیین کنم. اینکه اگر فلان چیز ردیف نشه فلان کارو می‌کنم . و یا اگر ردیف بشه سر بر آستان ارادت تو می‌گذارم. دارم به این فکر می کنم که چه دوران قشنگی توی کودکی داشتم. هر چی خدا بهم می‌داد باهاش حال می‌کردم. ولی الان حسابگر شدم. تو پرانتز (پررو) شدم. اگه بهم قبولی تو دانشگاه رو لطف می‌کنه بالا پایین می‌کنم و می‌گم که حق من بالاتر یا پایین تر ازین بود! اگه یه سنگ بهم بخوره می‌گم این حق پای لنگ من نبود! ولی وقتی بچه‌تر بودم هر چی میومد خوش میومد!
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 22:24  توسط سید محمد امامی رضوی  | 
از کلیشه‌ای نوشتن خوشم می‌آید! آخه ما چیزی نداریم جز کلیشه‌ها! کلیشه اسمش رویش است. آن چه باید در قالبش رویم تا حالتی تازه و نو به خود گیریم. در سهم ناچیز سی و یک شبم، از سخنانی می‌گویم که حرف دل است. امیدوارم با تکرار خواندنشان در قالبی نو فرو رویم.


- اصالت با بندگی حق است. تمام کارها باید در راستای بندگی حق شکل بگیرد. آنگاه رنگ وبوی زندگی عوض می‌شود.
- تا با خودید از خدا دورید و تا از خدا دورید شیطان بر شما حاکم است.
- در مورد توفیقاتی که نصیبتان می‌شود دنبال نقطه قوتی در خود نگردید تنها کرامت خدا و اهل بیت علیهم‌السلام را ببینید آنگاه مسئله آسان می‌شود. این را بدانید که انسان اگر خود را حائز صلاحیت دید برای خود قدر و منزلت و مکانت نزد خدا قائل بود و آن را دید بسیار از قرب الی الله دور افتاده است. بنده نباید از خود چیزی ببیند هر چه هست لطف و کرم اوست.
- شرمندگی در مقابل پروردگار نعمت است، بایستی شکران این نعمت را با حمد و سپاس او به جای آورد، انسان چه دارد که به آن ببالد؟ فکر می‌کنید در چه شرایطی می‌توان در مقابل خدا شرمنده نبود؟ آیا فرض چنین لحظه‌ای امکان دارد؟ در مقابل پروردگار باید حیا داشت و خجل بود از کوتاهیها و کاستیها. ندار حقیقی جز شرمندگی کاری ندارد.
- سرگشتگی انسان زمانی تمام می‌شود که به حقیقت و ندای درونی‌اش جواب مثبت دهد. درون انسان خدا پرست است و او می‌خواهد این را فراموش کند. اشتباه می‌کند، وقت را از دست می‌دهد و دیگر وقت جبران ندارد.(1)

پ.ن:
(1) ر.ک بارقه نور - الگوهای رفتاری اهل بیت علیهم السلام در زندگی – دفتر اول – دکتر م.س

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 0:20  توسط سید محمد امامی رضوی  | 
 
  بالا