|
سی و یک شب
|
||
|
مناجات های نه چندان عارفانه. یادداشت های نه چندان عالمانه و حرف های نه چندان نگفته... |
قدیم ترها با خودم می گفتم این آدمها که هیئت می روند و محرم ها عزاداری می کنند چرا بعدش هزار تا کار جور و ناجور از مردم آزاری تا دروغ و حرام خوری انجام می دهند و ککشان نمی گزد.
الان می بینم خدا رو شکر هم هیئت ها شلوغ تر شدند هم تورهای جمکران و ... پر مشتری تر و هم تعداد ماشین هایی که برای سوار کردن یک خانم فاحشه صف کشیده اند بیشتر.
دو تا فرضیه ی محتمل وجود دارد:
۱-جمعیت رشد کرده.خوب احمق جان یک عده از این جمعیت جدید می روند هیئت و یک عده هم پارتی.
۲-آدمها هم نماز می خوانند و هم گناه می کنند و ....
حالا آخر این سخنرانی قهار می رسد به نتیجه گیری:
یا الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر یک جورهایی چواب نمی دهد و یا همان چیزی که شما فکر می کنید.
در هر صورت فقط این ها را نوشتم تا راحیل عزیز بی نزاکت لقبم ندهد.ولی هنوز پای این حرفم هستم که روزنامه ای که حرفی برای گفتن ندارد همان نشریه ی زرد است .
|
|